|
فریاد زیر آب
|
||
|
فریاد زیر آب |
|
جناب آقا احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران نامه باحال شما در کمالات بهت و ناباوری من و ننه مارینا، واصل شد. راستش اصلا باوراتمون نمی شد که واسه یه پیرهن رنگ و رو رفته ناقابل، رئیس جمهور یک مملکتی واسه ما همچی نامه ای بنویسه. خدا به سر شاهده وقتی همون اول های نامه تون دیدیم شمایی که رئیس جمهور یک مملکتی می باشین خطاب به ما نوشتین که «از ابراز لطف آن جناب نسبت به ملت حقطلب و انقلابی ایران و اینجانب صمیمانه تشکر میکنم.» اینقده ذوق زدیم که نگو. خدایی از پونزده گرم ماریجوانای توپ کلمبیایی هم بیشتر حال داد! ننه مون هم باورش نمیشد. اولش هی می گفت "ای دیه گوی ذلیل مرده باز چت زدی، اوهام ورت داشته؟! آخه دوازده ساله کدوم آدم درست و حسابی واسه تو نامه نوشته که حالا رئیس جمهور یه مملکتی بنویسه؟" ولی بعدنش که خود نامه با مهر و امضای شما و دفترتون رو دید باورش شد. خدا الهی خیرتون بده آقا. این ننه ما از وقتی که ما رو واسه دوپینگ از تیم بیرون انداختن و بعدش ما یه نمه پای دود و دم نشستیم و علی الخصوص اون زمونی که تو ایتالیا اون پارتی کوکائینمون لو رفت و بعد کم کم هیشکی محل به ما نمی ذاشت، یه روز نبود که نشینه یه گوشه و گریه نکنه و ما و رفیقامونو نفرین نکنه. ولی وقتی که دیگه ایمون آورد که خودِ خود شما واسه ما همچین نامه ای نوشتین تا دو ساعت می خندید و ورجه وورجه می کرد. دل پیرزن رو شاد کردین آقا، دمتون گرم. آقا البته از خدا که پنهون نیست، از شمام پنهون نباشه، ما که غیر از پاس و شوت و هند و تمارض و سوت و دارو و چت و الکل و کوکائین و دستبند و این حرفا چیز دیگه ای حالیمون نیست و از اون چیز میزای قلمبه ای مثل حق طلبی و استکبار و انقلاب و حقوق قانونی و عزت و استقلال که شما تو نامه تون نوشتین سردرنمییاریم ولی اگه بدونین نامه بلندبالاتون با اون حرفای کلاس بالا چه حالی داد؟! مخصوصا همچین دماغ این خوزه سوخت که نگو و نپرس. این خوزه شوهر آبجی کوچیکمونه که مالی از کار درنیومد و به جای اینکه بزنه تو خط کوکائین و ماریجوانا و شامپاین و وینچستر و این چیزای نون و آب دار، رفت دانشگاه آق معلم شد و ای... یه جورایی خودشو واسه ما می گرفت. علی الخصوص وقتی بهش گفتن رئیس جمهور مملکت «ایران» یه همچی نامه ای واسه ما نوشته، یه عالمه خندید و گفت غیر ممکنه که رئیس جمهور یه کشوری که توش کشیدن ماریجوانا و عرق خوری ممنوعه و حتی جوونای خودشون رو واسه آستین کوتاه و چندلاخ مو دستگیر می کنن، ورداره واسه این دیه گوی دودیِ دائم الخمر همچی چیزی بنویسه! دیگه از کوره داشتیم درمی رفتیم و نزدیک بود باز شیشه آب شنگولی رو تو ملاجش بشکونیم که ننه مارینامون رفت نامه شما رو از لای کتاب دعای اسرار فیلیپیش آورد و داد دست خوزه. کاش بودین و میدیدن قیافه خیط و پیت این بچه خر خون فامیل مارو. چشاش از کاسه زده بود بیرون. هی می خوند و هی می گفت غیر ممکنه! هی می خوند و می گفت غیر ممکنه! ولی مگه از رو رفت این بچه پررو؟ آخر ورداشته می گه این نامه اشتباهی واسه دیه گو اومده. بعدش هم که من گفتم «خیلی هم خوب اومده بذار در چاله رو»؛ بچه پررو گفت: «اگه راست می گین یکی تون بگه معنی این جمله چیه؟ "ملت ایران همواره حرکت آزادیخواهانه و رهاییبخش ملتهای آمریکای لاتین علیه استبداد و نظام سلطه را ارج نهاده و از آن حمایت نموده است. ما از اینکه شاهد اوجگیری روزافزون فضای بیداری، عدالتخواهی و استقلالطلبی در آن منطقه مهم از جهان هستیم خدای بزرگ را سپاسگزاریم."» آبجی کاترینا گفت یعنی آرژانتین خیلی فوتبالش بهتر از آلمانه. عمو کارلوس که سه بار هم دوا برده مصر و اون طرفها رو خوب میشناسه گفت معنی اش اینه که عربها آدمهای خوبی ان و اسرائیلی ها بد هستن! پسرعمو کارلوس گفت نه بابا دیه گو رو دعوت کردن بره اونجا مربی تیم فوتبالشون بشه. زن دائی آرماندو هم زد زیر خنده و گفت این طفلی که نا نداره تا سر کوچه بره دواشو بگیره... و منم که سرم گرم بود شیشه آب شنگولی رو کوبیدم تو سر خوزه خر خونه! آقا جاتون خالی خیلی حال داد. یعنی خیلی حال دادین. واسه یه پیرهن ناقابل که همه می گفتن اه اه بوی کوکائین می ده، اینقده حال و پسته و زعفرون و گز دادین. قربون مرامتون آقا که مثل این آدمای ندید بدید اهل کلاس گذاشتن و به قول این خوزه، "عرف دیپلوماتیک" و این حرفا نیستین. به جان شما نباشه به جان خودم من ایندفعه سفیرتون رو ببینم شلوارم رو هم تقدیم می کنم. فدای مرام داش احمدینو فارو- عصر ایران |



همه جور شعار دیده بودیم دیگه اینجوریشو ندیده بودیم
به نظر من که الان تو آمریکا همه دارن از ترسشون می لرزن![]()
به نظر شما اونجا چه خبره ؟؟

|
|